پرويز اذكائى
143
فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )
همانا يك گنجينهء علوم و خود يك دانشنامهء بزرگ از اساطير اولين گرفته تا مبدأ و معاد ، علم تكوين ، طبيعيات ، و عوالم علوى و سفلى ، ستارهشناسى و پزشكى ، قومشناسى و تاريخ ، مدنيّات و مسائل حقوقى ، امور عامّه و جز اينها بوده است . كتاب « بوندهشن » هم كه براساس نسكهاى كهن اوستايى تدوين شده ، خود يك دانشنامهء كوچك است ؛ همچنين كتاب بزرگ « دينكرد » كه فصول علمى آنها ذيلا در طبقات موضوعى ياد خواهند شد . اما خطّى كه علوم طبّ و نجوم و فلسفه را بدان كتابت مىكردند ، چنانكه در جاى خود اشارت رفته ، اگرچه على المشهور « گشته دبيره » بوده ، مراد همان « نيمگشته » يا دانش دبيره باشد كه ابن نديم ياد كرده است . باز در جاى خود از رستهء پرآوازهء دانشمندان « گشته دبيران » ساسانى رىشهر وارجان فارس ياد خواهيم كرد ؛ ولى اصطلاحات علمى در زبان پهلوى به استثناى وابردهاى نجومى كه غنى است ، به لحاظ بعضى از محقّقان چندان توانمند به نظر نمىرسد « 1 » . سبب همانا اين است كه تقريبا تمام مورّخان يا محقّقان ، حوزهء بررسى و مطالعهء خود را در اين زمينه فقط محدود به متون پهلوى موجود كردهاند ، كمتر كسى آثار مكتوب به زبان سريانى را در عهد ساسانى مورد عنايت قرار داده ، گويا بدين پندار كه بيرون از گروه زبانهاى « ايرانى » باشد ؛ در حالى كه زبان سريانى از براى علم و فلسفهء دوران ساسانى ، دقيقا در حكم زبان « عربى » است هم از براى علم و فلسفهء ايرانى در دوران اسلامى كه تاكنون هم بدان ( - عربى ) كتابت كنند . با عنايت بدين نكتهء بسيار مهمّ و اساسى اكتشافآميز است ( بازيافتهء اين نويسنده ) كه دنيايى از علوم عقلى و نظرى ( سريانى ) را مىتوان در گسترهء فرهنگ تابناك ايران ساسانى هم به چشم سر مشاهده كرد . بدينسان ، توان دانست كه چرا زبان پهلوى بيشتر از براى دانشهاى دينى و مدنى و ادبى كاربرد داشته است . I . هندسه و رياضى باآنكه سارتون سدهء هفتم پيش از ميلاد را - كه همزمان با اعتلاى دولت مادها و شكوفايى دانش مغان است - « سپيده دم معارف ايرانى » ناميده ، هنگام بررسى دورهء
--> ( 1 ) . برخى بررسىها دربارهء جهانبينىهاى ايران ( احسان طبرى ) ، ص 142 .